Veeder: هیچ یک خواب

شب تبدیل به یک روال خواندن چهار کتاب پس از آن یکی بیشتر لطفا به یکی بیشتر و سپس آواز سه آهنگ ها و پس از آن یکی بیشتر و سپس انجام یک درخواست به او بگویید که کل طرح از “یخ زده” در حالی که او می آید تا با بهانه ای دیگر برای من نه به ترک او به تنهایی در اتاق خود.

“Please don’t go. حالا به من بگویید در مورد ‘یخ زده دوم است.’ لطفا. ماندن و جمع شدن من…”

او نمیخواهد به تنهایی. و بنابراین هیچ یک از ما خواب بوده اند به خوبی به تازگی مبارزه بین که مایل به آموزش ما 4 ساله استقلال و عزت تسکین دهنده و فقط به گذاشتن با برگزاری تنگ قبل از او رشد می کند بیش از حد بزرگ به نیاز ما را در این راه دیگر.

چه کسی اهمیت میدهد اگر من باد تا با یک پا در چهره من و بدن من آویزان نیمه راه از تخت خواب بدون پوشش در دسترس است ؟ چه کسی اهمیت میدهد اگر ما با او تا زمانی که او به دانشگاه می رود?

WDAY logo

گوش زندگی می کنند

پخش زنده

“چرا حالا؟” من تعجب می کنم با صدای بلند به شوهرم که ما telepathically خواهد پدر و مادر دیگر به مقابله با او 2 صبح مراجعه به اتاق خواب ما.

است او در حال رشد? او ترس از چیزی ؟ ما خراب خود را فراتر از تعمیر ؟ وجود دارد واقعا هیولا در گنجه خود را ؟ چگونه ما در پیچ نیست این کودک ،

شب گذشته پس از داستان های زمان خواب و snuggles و آهنگ ها و snuggles من سعی کردم یک مصالحه برای گذراندن شب با او و راه اندازی اردوگاه خود را در خارج از درب اتاق خواب. من می توانم شنیدن صدای او جای خود غلت بزنید و عطفی که من میگردین از طریق اخبار در گوشی من که لحظه به لحظه به نظر می رسید به شمع تا به آنچه که بود شروع به احساس به طرز مشکوکی مانند پایان جهان است.

هر یک بار در در حالی که دختر من را از تخت به چک کنید اگر من هنوز هم وجود دارد و با هر ورود من به او اطمینان اما سعی کردم به در. “من هنوز هم اینجا. رفتن در رختخواب دراز. من هنوز هم اینجا. لطفا سعی کنید برای رفتن به خواب.”

این رفت و برای یک ساعت یا بیشتر که من به سمت چپ به تنهایی در راهرو طبقه رو به اخبار یک کشور که تقسیم می شود و یک بیماری است که در حال گسترش و جهانی که نامشخص و جمعیت از مردم در تلاش برای وحشت.

بایگانی: جزئیات بیشتر از جسی Veeder آمدن به خانه ستون

و حتی اگر من می دانستم که من باید اشک خودم را از آن دور یک نفس عمیق و پیدا کردن دیدگاه من دوباره من فقط احساس خود من اضطراب افزایش در پشت گلو من. در تاریک و آرام ممتاز زندگی در یک خانه در مرتع پرورش احشام استفاده می شود که احساس کنید که به دور از همه چیز, من احساس می ترسم.

و ترس نیست لزوما برای خودم بلکه برای یک جهان پر از مردم است که می تواند نهفته باشد فراتر از تعمیر و نه لزوما فقط با چیزهایی که خارج از کنترل ما است اما بیشتر نگران کننده توسط تصمیم گیری های ما را. چگونه ما در پیچ نیست این ؟

ناگهان آن را به من بود که نیاز به اطمینان. به طور ناگهانی آن را به من که نمی خواهند به تنهایی در تاریکی با افکار خود من. ناگهان من می تواند مربوط به دختر من که جای خود غلت بزنید و عطفی و نگرانی و چک کردن مطمئن شوید که من هنوز هم وجود دارد برای او ساعت گذشته.

او فقط می خواستم به احساس امن است. من فقط می خواستم به احساس امنیت تخمگذار با صدا غذا خوردن در وسط یک استعاره کوچک من دختر برای من ایجاد کرده بود.

چرا که در مجموع در حال حاضر این چیزی است که همه ما می خواهیم. به احساس ما مراقبت از گرفته شده است و ما باید وسیله ای برای مراقبت از خودمان است.

ما می خواهیم به یک طرح. ما می خواهید به کنترل. و اگر ما نمی تواند در کنترل ما حداقل می خواهید به مانند ما حق مردم جامعه ما نشسته و در طرف دیگر درب گفتن ما به نگرانی نیست.

ما اینجا هستیم.

ما رو شما.

بقیه آسان امشب.

من می دانم که آن را نه فقط در این خانه دست دادن خواب این روز است. بنابراین من کردم تا از روی زمین و رفت و در را به ذخیره کردن با دختر من که فر در کنار بدن من و بلافاصله خوابش برد. و آن را نمی ممکن است درست اما این احساس حق به من و سپس به دلیل گاهی اوقات تنها چیزی که ما می تواند انجام شود در حال حاضر و نگه دارید.

در حال حاضر اجازه دهید من به شما بگویم در مورد “یخ زده دوم است.”

جسی Veeder یک موسیقیدان و نویسنده زندگی با شوهرش و دختر در یک مزرعه در نزدیکی شهر واتفورد N. D. او در وبلاگ ها https://veederranch.com. خوانندگان می تواند به او در [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>