Mohamed Al-فهیم: Ad-ماموریت غیر ممکن: انتظار برای اخذ پذیرش دانشگاه, نتایج


انتظار در دانشگاه های پذیرش برنامه های کاربردی است که یک زمان استرس زا برای سالمندان دبیرستان. Tomwang112 / گتی ایماژ/iStockphoto

نظر: کل دوره انتظار بود غلتکی سوار coaster که من احساس امیدوار پس از آن درمانده است.

من به یاد داشته باشید بعد من کلیک روی “ارسال” را فشار دهید در آخرین کالج, نرم افزار است. نشسته در کامپیوتر من ماساژ من درد گردن و لبخند زد; آن را احساس به عنوان اینکه یک سنگین وزن شده بود شانه های من.

من تا به حال نوشته شده و ویرایش شده و دوباره ویرایش برنامه من و در حال حاضر آن را در دست دفتر پذیرش. من لذت بردم از این احساس نیست که قادر به انجام هر کاری بیشتر. من سرگرم افکار چگونه من می خواهم به دریافت اخبار از پذیرش: من در مدرسه وقتی متوجه شدم بغل کردن همه دوستان و معلمان? و یا من به خانه می آیند به دیدن مغرور و چشم گريان از پدر و مادر ؟ بهتر است من در مورد چگونه من می خواهم جشن نیوز: “روزی که من مورد قبول شما من راه رفتن با یک سینی پر از کیک” من می خواهم بگویم دوستان من است. من سر در ابرها, گر چه هنر چه خواهد بود یکی از بهترین روز در زندگی من است.

این خوشگذران احساسات اما زودگذر. به زودی آنها جایگزین شد و بیشتر و بیشتر شک. من شروع به تحقیق در مورد پذیرش آمار رویای من کالج, تلاش برای کشف کردن من شانس گرفتن ، من کمیت زندگی من از طریق من نشسته نمرات و معدل. من سعی کردم به پیدا کردن اطمینان از طریق جستجوهای من. اما من به عنوان یک متخصص در رویای من کالج های جدید من در بر داشت دانش نیز به ارمغان آورد جدید پیدا پشیمانی. من از خودم پرسیدم “چرا من این اشاره در مقاله من? من گرفته اند باید دقیق تر کلاس.” من سقوط به عمیق تر شک متوجه شدم که خوب بود به اندازه کافی خوب نیست. به نظر می رسید که همه چیز کامل بود و من نمی شد. “این هیچ معامله بزرگ” من خودم در حالی که hyperventilating “تنها آینده من.”

با دیدن من اخم در مورد پذیرش کالج, پدر و مادر من من آرامش من گفتن که من رویای کالج بود که یکی از راه های دستیابی به موفقیت است. فقط من معمار آینده من. آنها به نام بی شمار انجام شده افرادی که حضور نداشت بالا کالج ها و یا هر, کالج, اما شد بالا در زمینه های خود را. “در پایان روز, من می دانم که شما موفق خواهد بود هر کجا که شما بروید زیرا عناصر موفقیت در درون شما” پدر من گفت. او به من گفت که قدرت نوشتن فصل بعد در دست ما است و ما توانایی به تصور limitlessness از ما بالقوه است. که به اندازه کافی برای قرار دادن یک لبخند بر روی صورت من.

من حل و فصل است که فکر کردن در مورد کالج بیهوده است. این تصمیم در نهایت به پذیرش. اما این احساس ناتوانی است که یک بار کاهش استرس من در حال حاضر تنها تشدید آن است. من سعی کردم برای فراموش کردن اما چگونه می تواند به من وقتی که من و دوستان و معلمان و همسایگان خواهد به طور مداوم از من بپرسید: “آیا شما می دانید که در آن شما در حال رفتن? آیا می شنوند و از آنها هنوز رتبهدهی نشده است؟” من می خواستم تا بد را به آنها افتخار می کنم.

رویاها و کابوس ها به رقابت پرداختند در سر من. دوره انتظار بود غلتکی سوار coaster که من احساس امیدوار پس از آن درمانده است. به نظر می رسید به عنوان اگر همه چیز در اطراف من در انتظار قرار داده شد. من در زمان منجمد. اما در آخر من می توانید ببینید این تصمیم بعد در افق.

من متوجه است که من کمی overreacted. به اضطراب سالمندان دبیرستان در انتظار پذیرش کالج, شما به تنهایی نیست. در طول این زمان اجازه دهید ما به یاد داشته باشید که این روند و به نتیجه ای که ما ساخته شده. اجازه دهید ما را در باز کردن ذهن ما و قلب ما و چشم ما و ببینید که جهان ما بزرگ است و ما جوان هستند. نگاه کنیم در اطراف ما و پیدا کردن امکان. اجازه دهید نگاه در درون ما و پیدا کردن پتانسیل. هر وقت زندگی پرتاب سنگ در راه ما اجازه دهید آنها را به عنوان پله-سنگ و تخته سنگ. بیایید به دنبال آن احساسات ما در مورد در برنامه های ما است. در نهایت این است که ما رفتن اما چه کنیم که مهم است.

Mohamed Al-فهیم یک کلاس 12 دانش آموز در ونکوور.


نامه به سردبیر ارسال شود باید به [email protected]

اینجا را کلیک کنید به گزارش تایپی.

وجود دارد بیشتر به این داستان ؟ ما می خواهم برای شنیدن از شما در مورد این و یا هر گونه دیگر داستان شما فکر می کنم ما باید در مورد می دانیم. ایمیل [email protected].

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>