شلخته میانسال مامان: سفر misadventures را بزرگ داستان — هنگامی که شما دریافت صفحه اصلی

از آنجا که هیچ کس می تواند به هر نقطه سفر و توریستی مانند کاتالینا و هاوایی به طور جدی به گفتن شما برای ماندن به من که آن زمان برای یکی دیگر از قسمت های مارلا را در سری بی پایان از سفر اتفاقات ناگوار است. برای یک بار این یکی در واقع نبود تقصیر من اما آن را یک داستان می خواهم برای به اشتراک گذاشتن بنابراین در اینجا می رود.

نادیده گرفتن همه توصیه های من بچه های من به مصر هنگامی که آنها به ترتيب 11 و 13 سال. تئوری من در آن سال ها بود و اگر من می خواهم برای رفتن من کشیدن آنها همراه است. هیچ کدام از آن namby-pamby پدر و مادر در, “عسل, آیا دوست دارید برای رفتن به مصر؟” من نمی بپرسید. من اطلاع داد. که چه اتفاقی می افتد زمانی که شما یک مادر.

ما تا به حال یک ماجراجویی شگفت انگیزی دیدم اهرام, شنا در رود نیل در بازدید از بزرگ معبد کرنک در اقصر سوار یک شتر رفت و به یک خر نجات که در آن شرح بریتانیا مراقبت از کار خر زمانی که آنها بیمار سوار چهار ساعت در سراسر صحرا صحرا به دیدن معبد رامسس در Abu Simbel و بزرگترین هیجان به من مراجعه مرده pharoahs در مقبره خود را در دره پادشاهان.

اجازه ندهید کسی به شما جلوگیری از رفتن آن را فراتر از شرح است. اولین بار من قرار بود به من اجازه دهید من مادر من صحبت از آن است. بار دوم من فقط نیست به او بگویید تا زمانی که ما در هواپیما.

چون من نسبت به بسته تور من فقط استخدام خصوصی راهنما در همه جا ما رفت که نه تنها ارزان تر اما پس از آن ما رفت و دقیقا همان جایی که ما می خواستیم برای زمانی که ما خوشحال است. هتل مجموعه من.

یوزپلنگ پسر و دختر با چت خصوصی ما راهنمای در معبد کرنک در اقصر مصر. 2010. بر خلاف گروه تور پشت سر آنها خصوصی ما راهنمای ما اجازه رفتن به جایی که ما می خواستیم زمانی که ما می خواستیم برای 60 دلار در روز است. پول خوبی به سر برد (حسن نیت ارائه میدهد از مارلا جو فیشر SCNG)

اما به یاد ماندنی ترین لحظات از سفر آمد به ما وارد چندپاره و فاقد تأثیرگذاری هرج و مرج از فرودگاه قاهره به پرواز به خانه. ما تا به حال یک مدت طولانی صبر کنید و ما صرف آن در یک کافه فرودگاه, تماشای G-دارای موسیقی فیلم. به طرز حیرت انگیزی وجود دارد به طور کامل لباس بریتنی اسپیرز در یک نسیم ملایم gyrate به آهنگ او. آیا شما تا کنون دیده بریتنی اسپیرز سکس لباس پوشیده,? من نه.پس از آن بود که عربی ویدئوها که در آن هر آهنگ همراه بود از یک دختر و پسر در لباس پوشیدن و چرخش لباس و اسب سواری است. و یا ایستاده در کنار یک اسب است. همیشه وجود دارد یک اسب که به نظر می رسید به نماد به دلیل این ارتباط هرگز حتی در آغوش گرفت. چه کسی می دانست که مشهور خاص ساخته شده فیلم ها برای جهان اسلام? جالب است.

به هر حال آن زمان به راه ما از طریق فرودگاه. قلب من غرق وقتی دیدم بلند, بافی خطوط از افرادی که نگاه مانند آنها آوردن کل روستاها با آنها. من نمی شده اند شگفت زده برای دیدن یک خر. فکر می کنم در دیزنی لند چلپ چلوپ کوه در یک روز گرم.

ما به یک خط با ما لاشی کمی حمل-ons. سپس من شنیده مداوم “psst” آینده از آن مرد که بود عامل آشکارساز فلز. او حرکتی به من. خوب این کمی نگران کننده است اما من رفتم و به او ارائه شده به ما را به سر خط برای $20. من flummoxed اما من که قرار بود به پرداخت رشوه. بنابراین من فقط نگه داشته تکرار آنچه او گفت: کمی بلندتر از هر زمان است. “اگر من به شما 20 دلار شما قرار داده ما را از طریق؟” آن مرد شروع به عرق کردن و زود گذر در مافوق خود. در نهایت او فقط برداشت هر سه ما, و هل ما از طریق آشکارساز فلز. خوب است که کار می کرد.

هنگامی که ما درباره خروج سالن, ما ایستاده در خط برای ما حمل-ons بازرسی توسط تفنگ-toting سربازان. هنگامی که نوبت من بود من قرار داده و من کوله پشتی روی میز و به خصوص ناهنجار مرد که تنها به نظر می رسید به خر خر کردن از طریق آن رفت. او از جیبش یک مورد وجود دارد که من نمی خواهم نمایش داده می شود — جعبه من از Tampax.

او از باز کردن جعبه از جیبش یک تامپون پاره پاره کردن لفاف بسته بندی و گفت: accusingly به من گفت:”آنچه در این?” معمولا زمانی که من خودم در این شرایط من mime چگونه من با استفاده از اشیاء و آثار آن. این زمان هیچ راهی وجود دارد من نشان دادن استفاده از یک زنانه, بهداشت, محصول, بنابراین من فقط نگه داشته و صدای خش خش در او “آن را برای خانمها. خصوصی چیز شخصی برای خانم ها” است که به نظر می رسید به او را دیوانه بنابراین او برداشته تامپون به هوا آغاز شده و فریاد می زدند: “آنچه این؟” Twirling آن را مانند یک 4th جولای گوهر درخشان.

در این نقطه, خط کامل پشت سر من بود و تکان دادن با سرکوب خنده. از جمله یک مرد با پوشیدن یک مهر و موم ساحل, تی شرت. اگر شما به یاد داشته باشید این آقای مهر و موم ساحل, اجازه دهید من می دانم.

من میگردند اما من همچنین شروع به نگرانی در اگر آنها می خواهم اجازه دهید ما را در هواپیما با سلاح های خرابکارانه در دو. پس از آنچه به نظر می رسید مانند چند سال سر پسر ارتش آمد بیش از, زمزمه, در, ترسناک, ارتش, مرد گوش که در آن نقطه او grunted و هل من کوله پشتی در پشت من. مردم نگهداری خنده تمام راه را بر روی هواپیما.

بنابراین من بود که سفر از طریق فرودگاه قاهره. چگونه شما بود ؟ من باید در حفظ و نوشتن در مورد سفر من? و یا چیز دیگری است ؟ پیوستن به من شلخته مامان Facebook صفحه و به من بگویید.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>